![]() |
![]() |
|
| می گویی:من مجبورم!چرا که قادر نیستم!بگو:من مجازم!اگرچه قادر به انجام هر کاری نیستم! |
|
نان را از من بگیر اگر می خواهی هوا را از من بگیر اما خنده ات را نه گل سرخ را از من مگیر سوسنی را که می کاری و آبی را که به ناگاه از شادی تو سریز می کند موج ناگهانی از نقره که در تو می زاید
از پس نبردی سخت باز می گردم با چشمانی خسته که دنیا را دیده است بی هیچ دگر گونی اما خنده ات که رها می شود و پرواز کنان در آسمان مرا می جوید تمامی درهای زندگی را به رویم می گشاید
عشق من خنده ی تو در تاریک ترین لحظه ها می شکفد و اگر دیدی به ناگاه خون من در سنگفرش خیابان جاری است بخند زیرا خنده ی تو برای دستان من شمشیری است آخته خنده ی تو در پاییز در کناره ی دریا موج کف آلود را باید برفرازد و در بهاران عشق من خنده ات را می خواهم چون گلی که در انتظارش بودم گل آبی گل سرخ کشورم که مرا می خواند بخند بر شب بر روز بر ماه بخند بر پیچ آپیچ خیابان های جزیره بر این پسر بچه ی کمرو که دوستت دارد اما آن گاه که چشم می گشایم و می بندم آن گاه که پاهایم می روند و باز می گردند نان را هوا را روشنی را بهار را از من بگیر اما خنده ات را هرگز تا چشم از دنیا ببندم شاعر:پابلو نرودا نام کتاب:هوا را از من بگیر خنده ات را نه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 12:52 توسط سپیده |
|
|
دوستان عزیز
بخش ضرب المثل ها قسمتی است که تازگی به وبلاگ اضافه شده است.در این قسمت تجاربی از نسل های گذشته که برایمان به یادگار مانده است را مشاهده می کنید.به یاد داشته باشیم که این تجارب نیز مانند هر تجربه ای عاری از عیب نیست.امیدوارم که این ارشیو کمکی هر چند ناچیز به دوستانی که دوستدار نوشتن هستند باشد.از عزیزانی که مایلند در تکمیل این ارشیو نقشی داشته باشند خواهشمندم که در بخش نظرات , نظر خود را اعلام کنند.شاید تجربه امروز ما رهگشای نسل فردا باشد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:52 توسط سپیده |
|
|
الف
"آب از دستش نمیچکه." "آب از سر چشمه گل آلوده." "آب از آب تکان نمیخوره." "آب از سرش گذشته." "آب پاکی روی دستش ریخت." "آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم." "آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره." "آب زیر پوستش افتاده." "آب که یه جا بمونه، میگنده." "آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری." "آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی." "آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه." "آب نمیبینه و گرنه شناگر قابلیه." "آبی از او گرم نمیشه." "آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد." "آخر شاه منشی، کاه کشی است." "آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه." "آدم بد حساب، دوبار میده." "آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره." "آدم خوش معامله، شریک مال مردمه." "آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه." "آدم دست پاچه دوبار میشاشه." "آدم زنده، زندگی میخواد." "آدم زنده وکیل وصی نمیخواد." "آدم گدا، اینهمه ادا؟" "آدم گرسنه، خواب نان سنگک میبینه." "آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه." "آرد خودمونو ریختیم، الک مونو آویختیم." "آرزو بر جوانان عیب نیست." "آستین نو پلو بخور." "آسوده کسی که خر نداره --- از کاه و جوش خبر نداره." "آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه." "آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بینمک." "آش نخورده و دهن سوخته." "آفتابه خرج لحیمه." "آفتابه لگن هفت دست،اما شام و ناهار هیچی." "آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه." "آمدم ثواب کنم، کباب شدم." "آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد." "آنانکه غنیترند، محتاجترند." "آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد." "آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه؟" "آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه." "آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه." "آنقدر مار خورده که افعی شده." "آن ممه را لولو برد." "آنوقت که جیکجیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟" "آواز دهل شنیدن از دور خوشه." "اجاره نشین خوش نشینه." "ارزان خری، انبان خری." "از اسب افتادهایم، اما از اصل نیفتادهایم." "از اونجا مونده، از اینجا رونده." "از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به زیر داره." "از این امامزاده کسی معجزه نمیبینه." "از این دم بریده هر چی بگی برمیاد." "از این ستون به آن ستون فرجه." "از بیکفنی زندهایم." "از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه." "از تنگی چشم پیل معلومم شد --- آنانکه غنیترند محتاجترند." "از تو حرکت، از خدا برکت." "از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است." "از خر افتاده، خرما پیدا کرده." "از خرس موئی، غنیمته." "از خر میپرسی چهارشنبه کیه؟" "از خودت گذشته، خدا عقلی به بچههات بده." "از درد لاعلاجی به خر میگه خانمباجی." "از دور دل و میبره، از جلو زهره رو." "از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه." "از شما عباسی، از ما رقاصی." "از کوزه همان برون تراود که در اوست." (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند (( "از کیسه خلیفه میبخشه." "از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند." "از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد." "از ماست که بر ماست." "از مال پس است و از جان عاصی." "از مردی تا نامردی یک قدم است." "از من بدر، به جوال کاه." "از نخورده بگیر، بده به خورده." "از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن." "از هر چه بدم اومد، سرم اومد." "از هول هلیم افتاد توی دیگ." "از یک گل بهار نمیشه." "از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه." "اسباب خونه به صاحبخونه میره." "اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند." "اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور." "اسب دونده جو خود را زیاد میکنه." "اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده." "اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند." "استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار؟" "اصل کار برو روست، کچلی زیر موست." "اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد." "اگر بیلزنی، باغچه خودت را بیل بزن." "اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره." "اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه میبینمت بچشم آن وختی." "اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد." "اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید." "اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم." "اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز." "اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد." |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:15 توسط سپیده |
|
|
ب
"با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت." "با این ریش میخواهی بری تجریش؟" "با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه." "با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی." "باد آورده را باد میبرد." "با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه." "بادنجان بم آفت ندارد." "بارون آمد، ترکها بهم رفت." "بار کج به منزل نمیرسد." "با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو." "بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره." "بازی بازی، با ریش بابا هم بازی." "با سیلی صورت خودشو سرخ نگهمیداره." "با کدخدا بساز، ده را بچاپ." "با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه." "بالابالاها جاش نیست، پائین پائینها راش نیست." "بالاتو دیدیم، پائینتم دیدیم." "با مردم زمانه سلامی و والسلام." "تا گفتهای غلام توام، میفروشنت." "با نردبان به آسمون نمیشه رفت." "با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین؟" "باید گذاشت در کوزه آبش را خورد." "با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت." "با یک گل بهار نمیشه." "به اشتهای مردم نمیشود نان خورد." "به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ؟" گفت اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ." "بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد." "بچه سر پیری زنگوله پای تابوته." "بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد." "بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه." "بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد --- یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید." "به درویشه گفتند بساطتو جمع کن، دستشو گذاشت در دهنش." "بدعای گربه کوره بارون نمیاد." "بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه." "برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند." "برادر پشت، برادر زاده هم پشت." "خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش." "برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار." "برای کسی بمیر که برات تب کنه." "برای همه مادره، برای ما زن بابا." "برای یک بینماز، در مسجدو نمیبندند." "برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه." "بر عکس نهند نام زنگی کافور." "به روباهه گفتند: شاهدت کیه؟ گفت: دمبم." "بزبون خوش مار از سوراخ در میاد." "بزک نمیر بهار میاد --- کنبزه با خیار میاد." "بز گر از سر چشمه آب میخوره." "به شتره گفتند: شاشت از پسه، گفت : چه چیزم مثل همه کسه؟" "به شتر مرغ گفتند: بار ببر، گفت: مرغم، گفتند: بپر، گفت: شترم." "بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده." |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:13 توسط سپیده |
|
|
پ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:12 توسط سپیده |
|
|
ت
"تا ابله در جهانه، مفلس در نمیمانه." "تابستون پدر یتیمونه." "تا پریشان نشود کار بسامان نرسد." "تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد." "تا تنور گرمه نونو بچسبون." "تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون." "تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود." "تا کرکس بچه دارشد، مردار سیر نخورد." "تا گوساله گاو بشه، دل مادرش آب میشه." "تا مار راست نشه توی سوراخ نمیره." "تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن." "تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها." "تا هستم بریش تو بستم." "تب تند عرقش زود در میاد." "تخم دزد، شتر دزد میشه." "تخم نکرد نکرد وقتی هم کرد توی کاهدون کرد." "تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر میکنی ننه." "ترب هم جزء مرکبات شده." "ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد." "تره به تخمش میره، حسنی به باباش." "تعارف کم کنو بر مبلغ افزا." "تغاری بشکنه ماستی بریزد --- جهان گردد به کام کاسه لیسان." "تف سر بالا، بر میگرده بریش صاحبش." "تلافی غوره رو سر کوره در میاره." "تنبان مرد که دو تا شد بفکر زن دوم میافته." "تنبل مرو به سایه، سایه خودش میآیه." "تنها بقاضی رفته خوشحال برمیگرده." "تو از تو، من ازبیرون." "تو بگو (( ف )) من میگم فرحزاد." "توبه گرگ مرگه." "تو که نیزن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد." "تومون خودمونو میکشه، بیرونمون مردم را." "توی دعوا نون و حلوا خیر نمیکنند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:11 توسط سپیده |
|
|
ج |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:9 توسط سپیده |
|
|
چ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:8 توسط سپیده |
|
|
خ
"خار را در چشم دیگران میبینه و تیر را در چشم خودش نمیبینه." "خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود." "خاک خور و نان بخیلان مخور." (( خار نه ای زخم ذلیلان مخور..)) "خاک کوچه برای باد سودا خوبه." "خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه --- هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا؟" "خالهام زائیده، خاله زام هو کشیده." "خاله را میخواهند برای درز و دوز و گرنه چه خاله چه یوز." "خاله سوسکه به بچهاش میگه: قربون دست و پای بلوریت." "خانهای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست." "خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه." "خانه خرس و بادیه مس؟" "خانه داماد عروسیست، خانه عروس هیچ خبری نیست." "خانه دوستان بروب و در دشمنان را مکوب." "خانه قاضی گردو بسیاره شماره هم داره." "خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم." "خانه نشینی بیبی از بیچادریست." "خانه همسایه آش میپزند بمن چه؟" "خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسی." "خدا برف را به اندازه بام میده." "خدا جامه میدهد کو اندام؟" نان میدهد کو دندان؟" "خدا خر را شناخت، شاخش نداد." "خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی." "خدا دیرگیره، اما سختگیره." "خدا را بنده نیست." "خدا روزیرسان است، امااِهنی هم میخواد." "خدا سرما را بقدر بالاپوش میده." "خدا شاه دیواری خراب کنه که این چالهها پر بشه." "خدا گر ببندد زحکمت دری --- زرحمت گشاید در دیگری." "خدا میان دانه گندم خط گذاشته." "خدا میخواهد بار را بمنزل برساند من نه، یک خر دیگه." "خدا نجار نیست اما در و تخته رو خوب بهم میندازه." "خدا وقتی بخواد بده، نمیپرسه تو کی هستی؟" "خدا وقتی ها میده، ور ور جماران هم، ها میده." "خدا همه چیز را به یک بنده نمیده." "خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره." "خدایا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی؟" ((خواجه عبدالله انصاری)) "خدا یه عقل زیاد بتو بده یه پول زیاد بمن." "خر، آخور خود را گم نمیکنه." "خراب بشه باغی که کلیدش چوب مو باشه." "خر، ار جل زاطلس بپوشد خر است." "خر است و یک کیله جو." "خر از لگد خر ناراحت نمیشه." "خر باربر، به که شیر مردم در." "خر به بوسه و پیغام آب نمیخوره." "خربزه شیرین مال شغاله." "خربزه که خوردی باید پای لرزش هم بشینی." "خربزه میخواهی یا هندوانه: هر دو دانه." "خربیارو باقلا بار کن." "خر، پایش یک بار به چاله میره."
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:7 توسط سپیده |
|
|
د "دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی." در کار خیر حاجت هیچ استخادختر همسایه هر چه چلتر برای ما بهتر." دست که بسیار شد دزدی که نسیم را بدزدد دزد است." "دو قرت و نیمش باقیه." |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:5 توسط سپیده |
|
|
ذ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:48 توسط سپیده |
|
|
ر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:47 توسط سپیده |
|
|
ز |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:46 توسط سپیده |
|
|
س |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:44 توسط سپیده |
|
|
ش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:41 توسط سپیده |
|
|
ص
"صابونش به جامه ما خورده." "صبر کوتاه خدا سی ساله." "صداش صبح در میاد." "صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر." "صد تا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه." "صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره." "صد تومن میدم که بچهام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید، چه یکشب چه هزار شب." "صد رحمت به کفن دزد اولی." "صد سال گدائی میکنه هنوز شب جمعه را نمیدونه." "صد سر را کلاه است و صد کور را عصا." "صد من پرقو یکمشت نیست." "صد من گوشت شکار به یک چس تازی نمیارزه." "صد موش را یک گربه کافیه." "صفراش به یک لیمو میشکنه." "صنار جیگرک سفره قلمگار نمی خواد." "صنار میگیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی میدم غسل میکنم." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:37 توسط سپیده |
|
|
ض
"ضرب خورده جراحه." "ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته." "ضامن روزی بود روزیرسان." "ضرر بموقع بهتر از منفعت بیموقعه." "ضرر کار کن، کار نکردنه." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:36 توسط سپیده |
|
|
ط
"طاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است." "طالع اگر اری برو دمر بخواب." "طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق --- تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش."(( سعدی )) "طبل تو خالیست." "طبیب بیمروت، خلق را رنجور میخواهد." "طشت طلا رو سرت بگیر و برو." "طعمه هر مرغکی انجیر نیست." "طمع آرد بمردان رنگ زردی." "طمع پیشه را رنگ و رو زرده." "طمع را نباید که چندان کنی --- که صاحب کرم را پشیمان کنی." "طمع زیاد مایه جونم مرگی ( جوانمرگی ) است." "طمعش از کرم مرتضی علی بیشتره." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:35 توسط سپیده |
|
|
ظ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:34 توسط سپیده |
|
|
ع
"عاشقان را همه گر آب برد --- خوبرویان همه را خواب برد." (( ایرج میرزا(( "عاشق بیپول باید شبدر بچینه." "عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بیارم." "عاشقی پیداست از زاری دل --- نیست بیماری چو بیماری دل." (( مولوی(( "عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد." (( حافظ (( "عاشقی کار سری نیست که بر بالین است." (( سعدی (( "عاقبت جوینده یابنده بود." (( مولوی(( "عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمی بزرگ شود." (( سعدی (( "عاقل بکنار آب تا پل میجست --- دیوانه پا برهنه از آب گذشت." "عاقل گوشت میخوره، بیعقل بادمجان." "عالم بیعمل، زنبور بیعسله." "عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشکل." "عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعلهدار." "عبادت بجز خدمت خلق نیست --- به تسبیح و سجاده و دلق نیست." (( سعدی (( "عجب کشگی سابیدیم که همش دوغ پتی بود." "عجله، کار شیطونه." "عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد." "عذر بدتر از گناه." "عروس بیجهاز، روزه بینماز، دعای بینیاز، قرمه بیپیاز." "عروس تعریفی عاقبت شلخته درآمد." "عروس که بما رسید شب کوتاه شد." "عروس مردنی را گردن مادر شوهر نگذارید." "عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه." "عروس نمیتونست برقصه میگفت: زمین کجه." "عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقا دائیش خوبه." "عروس که مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند." "عزیز کرده خدا را نمیشه ذلیل کرد." "عزیز پدر و مادر." "عسس بیا منو بگیر." "عسل در باغ هست و غوره هم هست." "عسل نیستی که انگشتت بزنند." "عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند." "عقد پسرعمو و دخترعمو را در آسمان بستهاند." "عقلش پاره سنگ برمیداره." "عقل که نیست جون در عذابه." "عقل مردم به چشمشونه." "عقل و گهش قاطی شده." "علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد." ((."."." دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست )) (( سعدی)) "علاج بکن کز دلم خون نیاید." (( سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل."."." )) (( میر والهی)) "علف بدهان بزی باید شیرین بیاد." "عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگه." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:33 توسط سپیده |
|
|
غ
"غاز میچرونه." "غربال را جلوی کولی گرفت و گفت: منو چطور میبینی؟" گفت: هر طور که تو منو میبینی." "غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو." "غلیان بکشیم یا خجالت." (( مائیم میان این دو حالت."."." )) "غم مرگ برادر را برادر مرده میداند." "غوره نشده مویز شده است." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:32 توسط سپیده |
|
|
ف
"فردا که برمن و تو وزد باد مهرگان --- آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست؟" (( ناصر خسرو)) "فرزند بیادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره، اگر هم نبری زشته." "فرزند عزیز نور دیده --- از دبه کسی ضرر ندیده." "فرزند کسی نمیکند فرزندی --- گر طوق طلا به گردنش بربندی." "فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیوونه." "فرشش زمینه، لحافش آسمون." "فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد." "فضول را بجهنم بردند گفت: هیزمش تره." "فقیر، در جهنم نشسته است." "فکر نان کن که خربزه آبه." "فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه." "فلک فلک، بهمه دادی منقل، به ما ندادی یک کلک." "فواره چون بلند شود سرنگون شود." "فیل خوابی میبیند و فیلبان خوابی." "فیلش یاد هندوستان کرده." "فیل و فنجان." "فیل زندهاش صد تومنه، مرده شم صد تومنه." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:31 توسط سپیده |
|
|
ق
"قاپ قمار خونه است." "قاتل بپای خود پای دار میره." "قاچ زین را بگیر اسبدوانی پیشکشت." "قاشق سازی کاری نداره، مشت میزنی توش گود میشه، دمش را میکشی دراز میشه." "قاشق نداری آش بخوری نونتو کج کن بیل کن." "قاطر را گفتند: پدرت کیست؟" گفت: اسب آقادائیمه." "قاطر را گفتند: پدرت کیست؟" گفت: اسب آقادائیمه." "قاطر پیش آهنگ آخرش توبره میشه." "قبا سفید قبا سفیده." "قبای بعد از عید برای گل منار خوبه." "قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری." "**** کنند حرز و امام مبین کشند." (( یاسین کنند ورد وبه طاها کشند تیغ."."." "قربون برم خدارو، یک بام و دو هوارو، اینور بام گرما را اون ور بام سرمارو." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:30 توسط سپیده |
|
|
ک
"کاچی بهتر از هیچی است." "کار از محکمکاری عیب نمیکنه." "کار بوزینه نیست نجاری." "کار خر و خوردن یابو." "کارد، دسته خودشو نمیبره." "کار نباشه زرنگه." "کار، نشد نداره." "کار هر بز نیست خرمن کوفتن --- گاو نر میخواهد و مرد کهن." "کاری بکن بهر ثواب - نه سیخ بسوزه نه کباب." "کاسه گرمتر از آش." "کاسه جائی رود که شاه تغار باز آید." "کاسه را کاشی میشکنه، تاوانش را قمی میده." "کاشکی را کاشتند سبز نشد." "کاشکی ننم زنده میشد - این دورانم دیده میشد." "کافر همه را بکیش خود پندارد." "کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته." "کاه بده، کالا بده، دو غاز و نیم بالا بده." "کاه پیش سگ، استخوان پیش خر." "کاه را در چشم مردم میبینه کوه را در چشم خودش نمیبینه." "کاهل به آب نمیرفت، وقتی میرفت خمره میبرد." "کباب پخته نگردد مگر به گردیدن." "کبکش خروس میخونه." "کپه هم با فعله است؟"." "کجا خوشه؟" اونجا که دل خوشه." "کج میگه اما رج میگه." "کچلی را گفتند: چرا زلف نمیگذاری؟" گفت: من از این قرتیگریها خوشم نمیاد." "کچل نشو که همه کچلی بخت نداره." "کچلیش، کم آوازش." "کدخدا را ببین، ده را بچاپ." "کرایه نشین، خوش نشینه." "کرمداران عالم را درم نیست --- درمداران عالم را کرم نیست." "کرم درخت از خود درخته." "کژدم را گفتند: چرا بزمستان در نمیآئی؟" گفت: بتابستانم چه حرمت است که در زمستان نیز بیرون آیم؟"." "کس را وقوف نیست که انجام کار چیست." (( هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار )) (( حافظ شیرازی )) "کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من." "کسی دعا میکنه زنش نمیره که خواهر زن نداشته باشه." "کسی را در قبر دیگری نمیگذارند." "کسی که از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمیشه." "کسی که از گرگ میترسه گوسفند نگه نمیداره." "کسی که را مادرش زنا کنه، با دیگران چها کنه." "کسی که منار میدزده، اول چاهش را میکنه." "کسی که خربزه میخوره، پای لرزش هم میشینه." "کشته از بسکه فزونست کفن نتوان کرد." "کفاف کی دهد این باده بمستی ما --- خم سپهر تهی شد ز می پرستی ما." "کف دستی که مو نداره از کجاش میکنند؟"." "کفتر صناری، یاکریم نمیخونه." "کفتر چاهی جاش توی چاهه." "کفشات جفت، حرفات مفت." "کفشاش یکی نوحه میخونه، یکی سینه میزنه." "کفگیرش به ته دیگ خورده." "کلاغ آمد چریدن یاد بگیره پریدن هم یادش رفت." "کلاغ از وقتی بچهدار شد، شکم سیر بخود ندید." "کلاغ از باغمون قهر کرد، یک گردو منفعت ما." "کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت." "کلاغ، روده خودش درآمده بود اونوقت میگفت: من جراحم." "کلاغ سر لونه خودش قارقار نمیکنه." "کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی." "کلاه را که به هوا بیندازی تا پائین بیاید هزار تا چرخ میخوره." "کلاه کچل را آب برد گفت: برای سرم گشاد بود." "کلفتی نون را بگیر و نازکی کار را." "کلوخ انداز را پاداش سنگ است --- جواب است ای برادر این نه جنگ است." "کلهاش بوی قرمه سبزی میده." "کله پز برخاست سگ جایش نشست." "کله گنجشکی خورده." "کمال همنشین در من اثر کرد --- وگر نه من همان خاکم که هستم." (( سعدی)) "کم بخور همیشه بخور." "کمم گیری کمت گیرم - نمرده ماتمت گیرم." "کنار گود نشسته میگه لنگش کن." "کند همجنس با همجنس پرواز." (( کبوتر با کبوتر باز با باز.".".")) "کنگر خورده لنگر انداخته." "کور از خدا چی میخواهد؟" دو چشم بینا." "کور خود و بینای مردم." "کورشه اون دکانداری که مشتری خودشو نشناسه." "کور را چه به شبنشینی." "کور کور را میجوره آب گودال را." "کور هر چی توی چنته خودشه خیال میکنه توی چنته رفیقش هم هست." "کوری دخترش هیچ، داماد خوشگل هم میخواهد." "کوزه خالی، زود از لب بام میافته." "کوزهگر از کوزه شکسته آب میخوره." "کوزه نو آب خنک داره." "کوزه نو دو روز آب را سرد نگه میداره." "کوسه دنبال ریش رفت سیبیلشم از دست داد." "کوسه و ریش پهن." "کو فرصت؟"." "کوه بکوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه." "کوه، موش زائیده." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:29 توسط سپیده |
|
|
ل
"لاف در غریبی، گور در بازار مسگرها." "لالائی میدونی چرا خوابت نمیبره." "لب بود که دندون اومد." "لر اگر ببازار نره بازار میگنده." "لقمان حکیم را گفتند: ادب از که آموختی؟" گفت: از بی ادبان." ((گلستان سعدی)) "لگد به گور حاتم زده." "لولهنگش آب میگیره." "لیلی را از چشم مجنون باید دید." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:27 توسط سپیده |
|
|
م
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:25 توسط سپیده |
|
|
ن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:23 توسط سپیده |
|
|
و
"وای بباغی که کلیدش از چوب مو باشه." "وای به خونی که یکشب از میونش بگذره." "وای به کاری که نسازد خدا." "وای به مرگی که مردهشور هم عزا بگیره." "وای به وقتی که بگندد نمک." "وای به وقتی که چاروادار راهدار بشه." "وای بوقتی که قاچاقچی گمرکچی بشه." "وعده سر خرمن دادن." "وقت خوردن، خاله، خواهر زاده را نمیشناسه." "وقت مواجب سرهنگه، وقت کار کردن سربازه." "وقتی که جیک جیک مستونت بود یاد زمستونت نبود؟" "وقتی مادر نباشه با زن بابا باید ساخت." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:21 توسط سپیده |
|
|
ه
"هادی." هادی." اسم خودتو بما نهادی." "هر جا که آشه، کل، فراشه." "هر جا خرسه، جای ترسه." "هر جا سنگه بپای احمد لنگه." "هر جا که پری رخیست دیوی با اوست." "هر جا که گندوم نده مال من دردمنده." "هر جا که نمک خوری نمکدون نشکن." "هر جا مرغ لاغره، جایش خونه ملا باقره." "هر جا هیچ جا، یک جا همه جا." "هر چه از دزد موند، رمال برد." "هر چه بخود نپسندی بدیگران نپسند." "هر چه بگندد نمکش میزنند --- وای به وقتی که بگندد نمک." "هر چه به همش بزنی گندش زیادتر میشه." "هر چه پول بدی آش میخوری." "هر چه پیش آید خوش آید." "هر چه خدا خواست همان شود --- هر چه دلم خواست نه آن شد." "هر چه خورده نریده." "هر چه دختر همسایه چلتر، برای ما بهتر." "هر چه در دیگ است به چمچه میاد." "هر چه دیر نپاید دلبستگی را نشاید." "هر چه رشتم پنبه شد." "هر چه سر، بزرگتر درد بزرگتر." "هر چه عوض داره گله نداره." "هر چه کنی بخود کنی گر همه نیک و بد کنی." "هر چه که پیدا میکنه خرج اتینا میکنه." "هر چه مار از پونه بدش میاد بیشتر در لونهاش سبز میشه." "هر چه میگم نره، بازم میگه بدوش." "هر چه نصیب است نه کم میدهند --- ور نستانی به ستم میدهند." "هر چه هست از قامت ناساز بیاندام ماست." --- ورنه تشریف توبر بالای کس کوتاه نیست." ((حافظ)) "هر چیز که خوار آید یکروز به کار آید." "هر خری را به یک چوب نمیرونند." "هر دودی از کباب نیست." "هر رفتی، آمدی داره." "هر سخن جائی و هر نکته مقامی دارد." "هر سرازیری یک سر بالائی داره." "هر سرکهای از آب، ترش تره." "هر سگ در خونه صاحابش شیره." "هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی." "هر کس از هر جا رونده است با ما برادر خونده است." "هر کسی پنجروزه نوبت اوست." (( دور مجنون گذشت و نوبت ماست... )) ((حافظ)) "هر که با مادر خود زنا کنه با دگران چها کنه." "هر که بامش بیش برفش بیش." "هر که بهیک کار، بهمه کار - هر که بهمه کار بهیچ کار." "هر که به امید همسایه نشست گرسنه میخوابه." "هر که تنها قاضی رفت خوشحال بر میگرده." "هر که خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه." "هر که خری نداره غمی نداره." "هر که خیانت ورزد دستش در حساب بلرزد." "هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد گوید." "هر که را زر در ترازوست زور در بازوست." "هر که را طاووس باید جور هندوستان کشد." "هر که را مال هست و عقلش نیست --- روزی آن مال مالشی دهدش / وانکه را عقل هست و مالش نیست--- روزی آن عقل بالشی دهدش." ((عمادی شهریاری)) "هر که را میخواهی بشناسی یا باهاش معامله کن یا سفر کن." "هر که شیرینی فروشد مشتری بروی بجوشد." "هر که نان از عمل خویش خورد --- منت از حاتم طائی نبرد." "هر کی بفکر خویشه کوسه بفکر ریشه." "هر کی خر شد، ما پالونیم." "هر کی که زن نداره،آروم تن نداره." "هر گردی گردو نیست." "هر گلی زدی سر خودت زدی." "هزار تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره." "هزار تا دختر کورو یکروزه شوهر میده." "هزار دوست کمه، یک دشمن بسیار." "هزار قورباغه جای یه ماهی رو نمیگیره." "هزار وعده خوبان یکی وفا نکند." "هشتش گرو نه است." "هلو برو تو گلو." "هم از توبره میخوره هم از آخور." "هم از شوربای قم افتادیم هم از حلیم کاشون." "همان آش است و همان کاسه." "همان خر است و یک کیله جو." "هم چوب را خوردیم هم پیاز را و هم پول را دادیم." "هم حلوای مردههاست هم خورش زندهها." "هم خدا را میخواهد هم خرما را." "همدون دوره و کردوش نزدیک." "همسایه نزدیک، بهتر از برادر دور." "همسایهها یاری کنید تا من شوهرداری کنم." "هم فاله و هم تماشا." "همکار همکارو نمیتونه ببیند." "هم لحافه و هم تشک." "هم میترسم هم میترسونم." "همنشین به بود تا من از او بهتر شوم." "همه ابری هم بارون نداره." "همه خرها رو به یک چوب نمیرونند." "همه رو مار میگزه مارو خر چسونه." "همه سروته یه کرباسند." "همه قافله پس و پیشیم." "همه کاره و هیچ کاره." "همه ماری مهره نداره." "همه ماهی خطر داره بدنامیشو صفر داره." "هر مرغی انجیر نمیخوره." "همیشه آب در جوی آقا رفیع نمیره یه دفه هم در جوی آقا شفیع میره." "همیشه خره خرما نمیرینه." "همیشه روزگار بانسان رو نمیکنه." "همیشه شعبان، یکبار هم رمضان." "همیشه ما میدیدیم یه دفعه هم تو ببین." "همینو که زائیدی بزرگش کن." "هنوز باد به زخمش نخورده." "هنور دهنش بوی شیر میده." "هنوز سر از تخم در نیاورده." "هنوز غوره نشده مویز شده." "هوو هوو را خوشگل میکنه جاری جاری را کدبانو." "هیچ ارزونی بی علت نیست." "هیچ انگوری دوبار غوره نمیشه." "هیچ بده را به هیچ بستانی کاری نیست." "هیچ بدی نرفت که خوب جاش بیاد." "هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه." "هیچ تقلبی بهتر از راستی نیست." "هیچ چراغی تا به صبح نمیسوزه." "هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست." "هیچ دوئی نیست که سه نشه." "هیچ دودی بیآتش نیست." "هیچ عروس سیاه بختی نیست که تا چهل روز سفید بخت نباشه." "هیچکاره، رقاص پای نقاره." "هیچکاره و همهکاره." "هیچکس در پیش خود چیزی نشد." "هیچکس را توی گور دیگری نمیگذارن." "هیچکس روزی دیگری را نمیخوره." "هیچکس نمیگه ماست من ترشه." "هیچ گرونی بیحکمت نیست." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:20 توسط سپیده |
|
|
ی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 19:56 توسط سپیده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آذر 1385ساعت 15:16 توسط سپیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
|