![]() |
![]() |
|
| می گویی:من مجبورم!چرا که قادر نیستم!بگو:من مجازم!اگرچه قادر به انجام هر کاری نیستم! |
|
مورچه ی من
نی نی کوچولو توی اتاق یه دونه مورچه می بینه دنبال مورچه راه می ره کنار دیوار می شینه نی نی کوچولو فکر می کنه مورچه برای بازیه می خواد با اون بازی کنه انگار که اسباب بازیه مورچه رو بر می داره می گیره تو مشت خودش فشار می ده بیچاره رو بین دو انگشت خودش نمی دونه با این کارا له میشه مورچه می میره میگه مامان مورچه ی من خراب شده راه نمی ره ***** جوجو جوجو نی نی کوچولو یه جوجه داشت یه جوجه با پرهای زرد دونه و اب به اون می داد هر روز باهاش بازی می کرد دلش می خواست که جوجه هم یاد بگیره حرف زدنو به اون می گفت بگو سلام جواب بده حرف منو جوجه که مثل ادما نمی تونست حرف بزنه با جیک و جیک به اون می گفت جیک جیک من حرف زدنه اما نی نی به جوجه هه می گفت جوجو جوجو نگو جوجه نمی فهمید و باز جواب می داد جوجو جوجو نی نی کوجولو لجش گرفت که جوجه هه حرف نمی زد برداشت یه لنگه دمپایی به دمب اون بیچاره زد جوجه هه ترسید و پرید با جیک و جیک و جیغ و داد نی نی کوچولو قهر شد با اون حرف زدن هم یادش نداد اما نی نی باز دوباره اشتی شد و رفت پیش اون دمش رو زود بوسید و گفت هر چی دلت می خواد بگو شاعر:ناصر کشاورز |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 13:21 توسط سپیده |
|
|
به نام خدا
سلام دوستان از آخرین باری که وبلاگم را به روز کردم پنج هفته ای می گذره. بخشی از این وقفه ی طولانی به دلیل امتحانات پایان ترمم بود که امیدوارم بتونم این غیبت را جبران کنم. همچنین امیدوارم شما عزیزان که همیشه همراهان ما در این سفر بودید سلامت و سرحال بوده باشید. با آرزوی آرامش و شادی روز افزون برای شما. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 14:5 توسط سپیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
|