تبليغاتX
مسافران زمین
می گویی:من مجبورم!چرا که قادر نیستم!بگو:من مجازم!اگرچه قادر به انجام هر کاری نیستم!

پایان اقامتی 29 روزه در هلند.

سلام دوستان.در حالی می نویسم که چند روزی از برگشتن مون  به ایران می گذره.سرانجام بعد از دید و بازدید های مرسوم فرصت اینو پیدا کردم که به نوشتن خلاصه ای از روزهایی  بپردازم که در طی این مدت گذشت.قبل از هرچیزی از زحماتی که خاله و شوهر خاله که البته ما عمو صداش می کردیم و به حق که مثه عمو بهمون محبت می کرد و پسرخاله های دوست داشتنی مون تشکر می کنم و براشون آرزوی شادی و سلامتی دارم.

در اینجا تنها به بخشی از خاطراتم که احساس می کنم خواندنش می تونه تا حدی مفید باشه اشاره می کنم پس شما می توانید بنا به سلیقه و حوصله ی خودتون ازروی تیتر های دسته بندی شده موضوع ای را انتخاب کنید.

کشوری با مساحتی محدود اما ...

اگه مساحت استان گیلان و مازندران رو با هم جمع بزنیم میشه کل هلند و این در حالیه که تعداد جاده ها ،ماشین ها و زمین های فوتبال شون به اندازه ی کشور بزرگمون ایرانه.نا گفته نمونه که در کنار اتوبان های چند بانده جاده های مخصوص دوچرخه هم وجود داره که کاملا امن و زیبا هستن.

اکثر شهر های این کشور قبلا وجود خارجی نداشتن و از طریق خشک کردن آب های دریا به وجود اومدن و از اونجایی که این کشور فاقد خاک و کوه و سنگه  برای ساختن هر بنایی مجبورن که سالانه ملیون ها تن خاک و سنگ از کشور های دیگه بخرن.از نظر من واقعا جای تحسین داره که با وجود این همه مشکلات  اینقدر زیبا و حساب شده تونستن به همه ی قسمت های شهر برسن.نکته ی دیگه اینجاست که وقتی از چشم انداز های مختلف به شهر نگاه می کنی اینقدر چمن و سرسبزی و زمین های زیر کشت می بینی که یه لحظه واقعا شک می کنی به مقایسه ی کوچکی و بزرگی عددها ی ذکر شده در پایین نقشه ی ایران و هلند.

همه حق دارند که زندگی را زندگی کنند.

وقتی تو شهر قدم می زدیم یا به موزه یا نمایشگاهی می رفتیم چیزی که خیلی نظرمون رو جلب می کرد حضور افرادی بود که در ایران خانه نشینند.افرادی از جمله : ناتوانان جسمی و عقب ماندگان ذهنی.اینکه اونها هم نفس می کشن،انسانن و حق اینو دارن که مثه هر شهروند دیگری تفریح کنن. به خاطر این باور بهترین مکان ها  چه برای پارک کردن ماشین و چه برای  استفاده از آسانسور ها و هر چی که به فکرتون برسه اول برای چنین افرادی  بود و بعد برای اونایی که سالم ان.اونجا ماشین های کوچیکی هست که با باطری کار می کنه و فقط گاز و ترمز داره و مخصوص افراد پیره و خانومای پیر در حالی که ماتیک قرمزی زدن و لباس شادی پوشیدن سوار این ماشینا شده و به گردش روزانه یا خریداشون می پردازن.حتی ویلچرهایی هم هست که به شکل تخته و بیمارمی تونه در حالیکه توش دراز کشیده به هر جایی که می خواد بره و این فقط به خاطر اینه که همه حق دارن زندگی رو زندگی کنن.

ایران!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چند روز بعد از اقامتمون در هلند من و همسرم تصمیم گرفتیم که به تنهایی به دیدن شهر بریم پس دوچرخه هامونو برداشتیم و از مسیر هایی که قبلا تو ذهنمون کد گذاری کرده بودیم به سمت مرکز خرید رفتیم.برای اولین بار بود که فروشگاه های بزرگی که نمایندگی مارک های Puma  _-Nike_  adidas  _ Zara _ ESPRIT _H&M- cool cat  و ... رو می دیدم .پس تصمیم گرفتم که حسابی از این موقعیف استفاده کرده و شروع کردم به خرید کردن

اکثر فروشنده ها ازمون می پرسیدن اسپانیایی هستین؟ نمی دونم انگلیسی رو به لهجه ی اسپانیایی صحبت می کردیم یا از نظر مشکی بودن مو و چشم و ابرو شبیه شون بودیم.به هر حال ما با کمال شهامت می گفتیم نه ایرانی و از اونجایی که به لطف سیاست مدارانمان فکر نکنم کشوری باشه که ایران رو  نشناسه دیگه  نیازی نبود که براشون چیزی رو توضیح بدیم اگرچه احساس می کنم اگه کمی ، تنها کمی خودمونو در پاسخ گویی به سئوالاتشون مشتاق نشان می دادیم بعید نبود که ما رو پشت تریبون قرار داده و سئوالاتی در خصوص انژی هسته ای ازمون بپرسن که اگه این طوری می شد من در تمام مدت بایستی به این فکر می کردم که حق مسلم به انگلیسی چی میشه .

قصد ندارم وارد این بحث بشم اما جالبه که بدونین هلند جزء یکی از بزرگترین دارندگان انرژی هسته ایه که می تونه خیلی ازش سود ببره اما به خاطر  اعتراض حزب سبز که مدافع محیط زیست هستن اونو به حالت تعلیق در آورده و استفاده از انرژی هسته ای رو در مقایسه با انرژی باد و نفت غیر ضروری می دونه.

داشتم می گفتم.جای بسی نگرانیه که دیگه ایران رو به نام کشور تمدن های عظیم  ، آثار باستانی ، فرش های دست بافت و حتی پسته ی مرغوب و آدم هایی مهمان نواز  نمی شناسن نمی دونم اگه تو آمریکا هم ازمون سئوال بشه اسپانیایی هستید هنوز شهامت اینو داریم که بگیم نه.ایرانی؟

ادامه...در پست بعدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 23:44  توسط سپیده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
 

درباره وبلاگ
دستی که نان را قسمت کند
دستی که پُر کن سبوی آب را
دستی که زخم ها را شفا دهد
دستی که بگیرد و ایمنی بخشد
دستی لبریزِ نوازش...

دست هایت
لازمه ی زندگی اند!

 

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
آرشیو موضوعی
شعر
ورزشی
روان شناسی
دل تنگی ها
داستان
دست نوشته ها
بدون شرح
نکته ها
ضرب المثل
پیوندها
دختر عاشق
شازده کوچولو
دور از خانه
sa2n
لحظه هام
داستان های من
چیزی نیست ،جز ...
یه شادی غیره منتظره...
آشپزی
درهم بر هم
دختـــری با چشــمانی از جنــس المـــاس
بانوی تو
پـاپـیــون کـوچـولـو
برونداد
تاراش ها
باران سرا
چی شد که عاشقت شدم؟
درختها ایستاده میمیرند!!!
دهکده
مداد رنگی
دختر تنهای عاشق
lahzeham
روان شناسی عمومی و سلامت روان
خورشید خانوم
طنز+( جوكستان شلم شوربا ) +طنز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
اميدوارم لحظه هاي قشنگي در اين وبلاگ داشته باشيد Free Site Counter
تعداد بازديد کنندگان وبلاگ مسافران