![]() |
![]() |
|
| می گویی:من مجبورم!چرا که قادر نیستم!بگو:من مجازم!اگرچه قادر به انجام هر کاری نیستم! |
|
دوستان عزیز
بخش ضرب المثل ها قسمتی است که تازگی به وبلاگ اضافه شده است.در این قسمت تجاربی از نسل های گذشته که برایمان به یادگار مانده است را مشاهده می کنید.به یاد داشته باشیم که این تجارب نیز مانند هر تجربه ای عاری از عیب نیست.امیدوارم که این ارشیو کمکی هر چند ناچیز به دوستانی که دوستدار نوشتن هستند باشد.از عزیزانی که مایلند در تکمیل این ارشیو نقشی داشته باشند خواهشمندم که در بخش نظرات , نظر خود را اعلام کنند.شاید تجربه امروز ما رهگشای نسل فردا باشد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:52 توسط سپیده |
|
|
الف
"آب از دستش نمیچکه." "آب از سر چشمه گل آلوده." "آب از آب تکان نمیخوره." "آب از سرش گذشته." "آب پاکی روی دستش ریخت." "آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم." "آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره." "آب زیر پوستش افتاده." "آب که یه جا بمونه، میگنده." "آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری." "آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه چه صد نی." "آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه." "آب نمیبینه و گرنه شناگر قابلیه." "آبی از او گرم نمیشه." "آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد." "آخر شاه منشی، کاه کشی است." "آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه." "آدم بد حساب، دوبار میده." "آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره." "آدم خوش معامله، شریک مال مردمه." "آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه." "آدم دست پاچه دوبار میشاشه." "آدم زنده، زندگی میخواد." "آدم زنده وکیل وصی نمیخواد." "آدم گدا، اینهمه ادا؟" "آدم گرسنه، خواب نان سنگک میبینه." "آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه." "آرد خودمونو ریختیم، الک مونو آویختیم." "آرزو بر جوانان عیب نیست." "آستین نو پلو بخور." "آسوده کسی که خر نداره --- از کاه و جوش خبر نداره." "آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه." "آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بینمک." "آش نخورده و دهن سوخته." "آفتابه خرج لحیمه." "آفتابه لگن هفت دست،اما شام و ناهار هیچی." "آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه." "آمدم ثواب کنم، کباب شدم." "آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد." "آنانکه غنیترند، محتاجترند." "آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد." "آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه؟" "آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه." "آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه." "آنقدر مار خورده که افعی شده." "آن ممه را لولو برد." "آنوقت که جیکجیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟" "آواز دهل شنیدن از دور خوشه." "اجاره نشین خوش نشینه." "ارزان خری، انبان خری." "از اسب افتادهایم، اما از اصل نیفتادهایم." "از اونجا مونده، از اینجا رونده." "از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به زیر داره." "از این امامزاده کسی معجزه نمیبینه." "از این دم بریده هر چی بگی برمیاد." "از این ستون به آن ستون فرجه." "از بیکفنی زندهایم." "از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه." "از تنگی چشم پیل معلومم شد --- آنانکه غنیترند محتاجترند." "از تو حرکت، از خدا برکت." "از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است." "از خر افتاده، خرما پیدا کرده." "از خرس موئی، غنیمته." "از خر میپرسی چهارشنبه کیه؟" "از خودت گذشته، خدا عقلی به بچههات بده." "از درد لاعلاجی به خر میگه خانمباجی." "از دور دل و میبره، از جلو زهره رو." "از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه." "از شما عباسی، از ما رقاصی." "از کوزه همان برون تراود که در اوست." (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند (( "از کیسه خلیفه میبخشه." "از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند." "از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد." "از ماست که بر ماست." "از مال پس است و از جان عاصی." "از مردی تا نامردی یک قدم است." "از من بدر، به جوال کاه." "از نخورده بگیر، بده به خورده." "از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن." "از هر چه بدم اومد، سرم اومد." "از هول هلیم افتاد توی دیگ." "از یک گل بهار نمیشه." "از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه." "اسباب خونه به صاحبخونه میره." "اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند." "اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور." "اسب دونده جو خود را زیاد میکنه." "اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده." "اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند." "استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار؟" "اصل کار برو روست، کچلی زیر موست." "اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد." "اگر بیلزنی، باغچه خودت را بیل بزن." "اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره." "اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه میبینمت بچشم آن وختی." "اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد." "اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید." "اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم." "اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز." "اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد." |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:15 توسط سپیده |
|
|
ب
"با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت." "با این ریش میخواهی بری تجریش؟" "با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه." "با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی." "باد آورده را باد میبرد." "با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه." "بادنجان بم آفت ندارد." "بارون آمد، ترکها بهم رفت." "بار کج به منزل نمیرسد." "با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو." "بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره." "بازی بازی، با ریش بابا هم بازی." "با سیلی صورت خودشو سرخ نگهمیداره." "با کدخدا بساز، ده را بچاپ." "با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه." "بالابالاها جاش نیست، پائین پائینها راش نیست." "بالاتو دیدیم، پائینتم دیدیم." "با مردم زمانه سلامی و والسلام." "تا گفتهای غلام توام، میفروشنت." "با نردبان به آسمون نمیشه رفت." "با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین؟" "باید گذاشت در کوزه آبش را خورد." "با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت." "با یک گل بهار نمیشه." "به اشتهای مردم نمیشود نان خورد." "به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ؟" گفت اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ." "بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد." "بچه سر پیری زنگوله پای تابوته." "بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد." "بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه." "بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد --- یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید." "به درویشه گفتند بساطتو جمع کن، دستشو گذاشت در دهنش." "بدعای گربه کوره بارون نمیاد." "بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه." "برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند." "برادر پشت، برادر زاده هم پشت." "خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش." "برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار." "برای کسی بمیر که برات تب کنه." "برای همه مادره، برای ما زن بابا." "برای یک بینماز، در مسجدو نمیبندند." "برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه." "بر عکس نهند نام زنگی کافور." "به روباهه گفتند: شاهدت کیه؟ گفت: دمبم." "بزبون خوش مار از سوراخ در میاد." "بزک نمیر بهار میاد --- کنبزه با خیار میاد." "بز گر از سر چشمه آب میخوره." "به شتره گفتند: شاشت از پسه، گفت : چه چیزم مثل همه کسه؟" "به شتر مرغ گفتند: بار ببر، گفت: مرغم، گفتند: بپر، گفت: شترم." "بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده." |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:13 توسط سپیده |
|
|
پ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:12 توسط سپیده |
|
|
ت
"تا ابله در جهانه، مفلس در نمیمانه." "تابستون پدر یتیمونه." "تا پریشان نشود کار بسامان نرسد." "تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد." "تا تنور گرمه نونو بچسبون." "تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون." "تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود." "تا کرکس بچه دارشد، مردار سیر نخورد." "تا گوساله گاو بشه، دل مادرش آب میشه." "تا مار راست نشه توی سوراخ نمیره." "تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن." "تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها." "تا هستم بریش تو بستم." "تب تند عرقش زود در میاد." "تخم دزد، شتر دزد میشه." "تخم نکرد نکرد وقتی هم کرد توی کاهدون کرد." "تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر میکنی ننه." "ترب هم جزء مرکبات شده." "ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد." "تره به تخمش میره، حسنی به باباش." "تعارف کم کنو بر مبلغ افزا." "تغاری بشکنه ماستی بریزد --- جهان گردد به کام کاسه لیسان." "تف سر بالا، بر میگرده بریش صاحبش." "تلافی غوره رو سر کوره در میاره." "تنبان مرد که دو تا شد بفکر زن دوم میافته." "تنبل مرو به سایه، سایه خودش میآیه." "تنها بقاضی رفته خوشحال برمیگرده." "تو از تو، من ازبیرون." "تو بگو (( ف )) من میگم فرحزاد." "توبه گرگ مرگه." "تو که نیزن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد." "تومون خودمونو میکشه، بیرونمون مردم را." "توی دعوا نون و حلوا خیر نمیکنند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:11 توسط سپیده |
|
|
ج |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:9 توسط سپیده |
|
|
چ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:8 توسط سپیده |
|
|
خ
"خار را در چشم دیگران میبینه و تیر را در چشم خودش نمیبینه." "خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود." "خاک خور و نان بخیلان مخور." (( خار نه ای زخم ذلیلان مخور..)) "خاک کوچه برای باد سودا خوبه." "خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه --- هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا؟" "خالهام زائیده، خاله زام هو کشیده." "خاله را میخواهند برای درز و دوز و گرنه چه خاله چه یوز." "خاله سوسکه به بچهاش میگه: قربون دست و پای بلوریت." "خانهای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست." "خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه." "خانه خرس و بادیه مس؟" "خانه داماد عروسیست، خانه عروس هیچ خبری نیست." "خانه دوستان بروب و در دشمنان را مکوب." "خانه قاضی گردو بسیاره شماره هم داره." "خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم." "خانه نشینی بیبی از بیچادریست." "خانه همسایه آش میپزند بمن چه؟" "خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسی." "خدا برف را به اندازه بام میده." "خدا جامه میدهد کو اندام؟" نان میدهد کو دندان؟" "خدا خر را شناخت، شاخش نداد." "خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی." "خدا دیرگیره، اما سختگیره." "خدا را بنده نیست." "خدا روزیرسان است، امااِهنی هم میخواد." "خدا سرما را بقدر بالاپوش میده." "خدا شاه دیواری خراب کنه که این چالهها پر بشه." "خدا گر ببندد زحکمت دری --- زرحمت گشاید در دیگری." "خدا میان دانه گندم خط گذاشته." "خدا میخواهد بار را بمنزل برساند من نه، یک خر دیگه." "خدا نجار نیست اما در و تخته رو خوب بهم میندازه." "خدا وقتی بخواد بده، نمیپرسه تو کی هستی؟" "خدا وقتی ها میده، ور ور جماران هم، ها میده." "خدا همه چیز را به یک بنده نمیده." "خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره." "خدایا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی؟" ((خواجه عبدالله انصاری)) "خدا یه عقل زیاد بتو بده یه پول زیاد بمن." "خر، آخور خود را گم نمیکنه." "خراب بشه باغی که کلیدش چوب مو باشه." "خر، ار جل زاطلس بپوشد خر است." "خر است و یک کیله جو." "خر از لگد خر ناراحت نمیشه." "خر باربر، به که شیر مردم در." "خر به بوسه و پیغام آب نمیخوره." "خربزه شیرین مال شغاله." "خربزه که خوردی باید پای لرزش هم بشینی." "خربزه میخواهی یا هندوانه: هر دو دانه." "خربیارو باقلا بار کن." "خر، پایش یک بار به چاله میره."
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:7 توسط سپیده |
|
|
د "دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی." در کار خیر حاجت هیچ استخادختر همسایه هر چه چلتر برای ما بهتر." دست که بسیار شد دزدی که نسیم را بدزدد دزد است." "دو قرت و نیمش باقیه." |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 0:5 توسط سپیده |
|
|
ذ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:48 توسط سپیده |
|
|
ر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:47 توسط سپیده |
|
|
ز |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:46 توسط سپیده |
|
|
س |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:44 توسط سپیده |
|
|
ش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:41 توسط سپیده |
|
|
ص
"صابونش به جامه ما خورده." "صبر کوتاه خدا سی ساله." "صداش صبح در میاد." "صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر." "صد تا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه." "صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره." "صد تومن میدم که بچهام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید، چه یکشب چه هزار شب." "صد رحمت به کفن دزد اولی." "صد سال گدائی میکنه هنوز شب جمعه را نمیدونه." "صد سر را کلاه است و صد کور را عصا." "صد من پرقو یکمشت نیست." "صد من گوشت شکار به یک چس تازی نمیارزه." "صد موش را یک گربه کافیه." "صفراش به یک لیمو میشکنه." "صنار جیگرک سفره قلمگار نمی خواد." "صنار میگیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی میدم غسل میکنم." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:37 توسط سپیده |
|
|
ض
"ضرب خورده جراحه." "ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته." "ضامن روزی بود روزیرسان." "ضرر بموقع بهتر از منفعت بیموقعه." "ضرر کار کن، کار نکردنه." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:36 توسط سپیده |
|
|
ط
"طاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است." "طالع اگر اری برو دمر بخواب." "طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق --- تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش."(( سعدی )) "طبل تو خالیست." "طبیب بیمروت، خلق را رنجور میخواهد." "طشت طلا رو سرت بگیر و برو." "طعمه هر مرغکی انجیر نیست." "طمع آرد بمردان رنگ زردی." "طمع پیشه را رنگ و رو زرده." "طمع را نباید که چندان کنی --- که صاحب کرم را پشیمان کنی." "طمع زیاد مایه جونم مرگی ( جوانمرگی ) است." "طمعش از کرم مرتضی علی بیشتره." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:35 توسط سپیده |
|
|
ظ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:34 توسط سپیده |
|
|
ع
"عاشقان را همه گر آب برد --- خوبرویان همه را خواب برد." (( ایرج میرزا(( "عاشق بیپول باید شبدر بچینه." "عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بیارم." "عاشقی پیداست از زاری دل --- نیست بیماری چو بیماری دل." (( مولوی(( "عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد." (( حافظ (( "عاشقی کار سری نیست که بر بالین است." (( سعدی (( "عاقبت جوینده یابنده بود." (( مولوی(( "عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمی بزرگ شود." (( سعدی (( "عاقل بکنار آب تا پل میجست --- دیوانه پا برهنه از آب گذشت." "عاقل گوشت میخوره، بیعقل بادمجان." "عالم بیعمل، زنبور بیعسله." "عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشکل." "عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعلهدار." "عبادت بجز خدمت خلق نیست --- به تسبیح و سجاده و دلق نیست." (( سعدی (( "عجب کشگی سابیدیم که همش دوغ پتی بود." "عجله، کار شیطونه." "عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد." "عذر بدتر از گناه." "عروس بیجهاز، روزه بینماز، دعای بینیاز، قرمه بیپیاز." "عروس تعریفی عاقبت شلخته درآمد." "عروس که بما رسید شب کوتاه شد." "عروس مردنی را گردن مادر شوهر نگذارید." "عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه." "عروس نمیتونست برقصه میگفت: زمین کجه." "عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقا دائیش خوبه." "عروس که مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند." "عزیز کرده خدا را نمیشه ذلیل کرد." "عزیز پدر و مادر." "عسس بیا منو بگیر." "عسل در باغ هست و غوره هم هست." "عسل نیستی که انگشتت بزنند." "عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند." "عقد پسرعمو و دخترعمو را در آسمان بستهاند." "عقلش پاره سنگ برمیداره." "عقل که نیست جون در عذابه." "عقل مردم به چشمشونه." "عقل و گهش قاطی شده." "علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد." ((."."." دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست )) (( سعدی)) "علاج بکن کز دلم خون نیاید." (( سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل."."." )) (( میر والهی)) "علف بدهان بزی باید شیرین بیاد." "عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگه." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:33 توسط سپیده |
|
|
غ
"غاز میچرونه." "غربال را جلوی کولی گرفت و گفت: منو چطور میبینی؟" گفت: هر طور که تو منو میبینی." "غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو." "غلیان بکشیم یا خجالت." (( مائیم میان این دو حالت."."." )) "غم مرگ برادر را برادر مرده میداند." "غوره نشده مویز شده است." |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:32 توسط سپیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
|