![]() |
![]() |
|
| می گویی:من مجبورم!چرا که قادر نیستم!بگو:من مجازم!اگرچه قادر به انجام هر کاری نیستم! |
|
دوستي در بخش نظرات يكي از پست هاي پيشينم در رابطه با خودكشي اين چنين نوشت: به جای توسل به یه دوست نامرئی بهتره به دنبال عوامل علمیش بگردیم نه اینکه با این حرفا از واقعیت فاصله بگیریم. اگه تونستین نشون بدین خدا وجود داره و بعد با روش عملی نشون بدین که دوری از خدا باعث خودکشی میشه منم باشما موافقت می کنم. بنابراين تصميم گرفتم كه جواب او را در غالب يك پست بدهم چرا كه ممكن است اين سؤال براي هر يك از ما نيز پيش آمده و يا پيش بيايد.:آيا خدا وجود دارد؟ چگونه مي توان به وجودش پي برد؟ همان طور كه مي بينيم اين دوست عزيز تأكيد زيادي به اثبات خداوند به روش عملي دارد و در واقع عملي بودن يكي از بزرگترين خصوصيات روش هاي علمي است و من اين طور احساس مي كنم كه منظور ايشان اثبات خداوند به روشي علمي و عملي است. به باور بسياري از افراد به ويژه تجربه گرايان تنها آن چيزي كه قابل آزمون است و ديدني است را بايد مورد مطالعه قرار داد چرا كه تنها در اين صورت نتايج حاصل را قابل تعميم دانسته و به پايايي و روايي آن اعتقاد دارند.اما من در اينجا بنا بر اعتقاد و نظر شخصي خود به سؤال اين دوست پاسخ مي دهم.من هرگز در پي اثبات خدا به روش علمي نبوده ام چرا كه علم را در پاسخگويي به بسياري از مسائل ناتوان مي دانم.در اينجا لازم است از مثال انيشتن استفاده كنم : به گفته ي انيشتن اگر قرار بود تنها به شيوه هاي علمي بسنده كنيم آنگاه هرگز نيروي جاذبه ي زمين كشف نمي شد چرا كه چنين نيرويي نه قابل مشاهده بود و نه با استفاده از فرضيه هاي اثبات شده ي پيشين ثابت شدني.به عقيده ي او علم به وجود نيامده است تا بر اساس آن پديده ها را شناسايي كنيم بلكه از درون خود پديده هاست كه علم به وجود مي آيد.ممكن است بگوييد خب از افتادن اجسام بر روي زمين مي توان پي به وجود نيرويي به نام جاذبه برد و من از شما مي پرسم آيا از مشاهده ي وجود چنين اجسامي نمي توان پي به وجود آفريننده اي برد؟واضح تر بگويم از مشاهده يديده ها ودر واقع دنياي اطرافمان نمي توانيم پي به وجود آفريدگاري توانا و مهربان ببريم؟ همان طور كه گفتم در پي اثبات خدا به روش هاي ناقصي همچون علم نيستم چرا كه از د يدگاه من همان طور كه فرايندي همچون عشق حقيقي را نمي توان از راه حساب و كتاب و دو دو تا چهار تا به دست آورد خدايي را هم كه تنها از طريق روش علمي بتوان اثبات كردنمي توان به دست آورد چرا كه چنين خدايي اصلاً به درد كسي نمي خورد.خداوند به خودي خود بديهي است و هر چيز بديهي اي هرگز در پي اثبات خود نيست. دوست دارم بدانم شما براي اثبات وجود خود به ديگران از چه روش هايي استفاده مي كنيد؟آيا لباس هايتان را مدرك قرار مي دهيد؟برگه ي ضربان قلبتان را نشان مي دهيد و يا اصلا ً دليلي به اثبات بودن خود نمي بينيد؟! چيزي گه هست به خودي خود هست.حال سؤال اساسي اينجاست: چگونه اين خود طبيعي قابل درك مي شود؟ من مطمئنم كه هرگز از راه تحقيق و سرك كشيدن در لابلاي اديان مختلف نمي توان به خداوند حقيقي رسيد.خداوند با تمام جلال اش در قلب كوچك ما و تنها از راه كشف شهودي ادراك مي شود.منظور از كشف شهودي يعني شنيدن نداي قلبي كه از جانب خداوند راهنماي ماست.اگر قلبي خداجو داشته باشيم و عقايد خود را آزاد بگذاريم تا قلبمان به دور از تعصبات و افكار تار عنكبوت بسته اي كه هيچ كدامشان متعلق به ما نيست و به مغزمان تزريق شده است رها شود و واقعيت را خودش لمس كند آنگاه هرگز به راه هايي كه ديگران كشف كرده اند متوسل نمي شويم چرا كه خود به وضوح مي توانيم بدون هيچ واسطه اي خداوند را احساس كنيم.تنها كافي است به نداي قلب خود گوش بسپاريم و از خداوند بخواهيم كه نور خود را بر ما بتاباند.حتي اگر اعتقادي به وجود خداوند نداريد اين كار را بكنيد.از او بخواهيد كه خودش را به شما نشان دهد و زندگي تان را به او بسپاريد تا آرامشي كشف كنيد كه هرگز در هيچ چيز ديگر نيست. در پايان دعا مي كنم كه خداوند بنا بر حقيقت الهي خود معرفت،عشق و زندگي اي را كه براي ما در نظر گرفته است را از آن ما كند نه آنچه را كه ما مي خواهيم بلكه آنچيزي كه او براي ما مي خواهد چرا كه هيچ كس بهتر از او چيزي را برايمان خواستار نيست و اين چنين است كه در درخشش حضور او مي توانيم سالم زندگي كنيم بي آنكه به خودكشي بيانديشيم.پس خدايا زندگي مان را بركت ده و ما را در مسير خود هدايت كن. آمين. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 21:46 توسط سپیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
|